در این ساعت برای شما عزیزان ♫ دانلود اهنگ بسیار زیبای روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران با صدای محمد اصفهانی به همراه تکست و بهترین کیفیت آماده کرده ایم ♫
Download Old Music BY : Mohammad Esfehani | Roozi To Khahi Amad With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa
متن آهنگ روزی تو خواهی آمد محمد اصفهانی
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
روزی تو خواهی آمد؛ از کوچه های باران…●♪♫ تا از دلم بشویی، غم های روزگاران…●♪♫ تو، روحِ سبزِ گلزار…●♪♫ گلِ شادابِ بی خار●♪♫
شعر : عبدالله الفت مرا از پا فکنده؛ شکستن های بسیار… شکستن های بسیـار…●♪♫ تو یاسِ نو دمیده؛ من گلبرگِ تکیده…●♪♫ روزی آیی کنارم؛ که عشق از دل رمیده…●♪♫ روزی آیی کنـــارم؛ که عشــق از دل رمیده…●♪♫ تو را نادیدنِ ما؛ غـم نباشد●♪♫
ملودی : همایون خرم
که در خیلت، به از ما کـم نبـاشد…●♪♫ من از دستِ تو؛ در عالم نهم روی●♪♫ و لیکن چون تو؛ در عالم نباشد!●♪♫ روزی تو خواهی آمد؛ از کوی مهربانی…●♪♫
تنظیم قطعه : کامبیز روشن روان اما ز من نبینی؛ دیگر به جا، نشانی…●♪♫ روزی تو خواهی آمد؛ از کوچه های باران…●♪♫ تا از دلـم بشویی، غـم های روزگـاران… غم های روزگـاران…●♪♫
سهند اولادی ( فرزند دیار سهند) | جمعه ۲۰ خرداد ۱۴۰۱ | 12 AM
متن آهنگ ولایت عشق محمد اصفهانی
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
بشکن سبوی باده را؛ مستی تویی هستی تویی! در این سرای نیستی؛ مستی تویی هستی تویی… تو آفتاب هشتمین سر چهارده عدد؛ بیدار کن خواب مرا از وحشت این دیو و دد! بنگر که از هفت آسمان جایی فرا سوی زمان؛ نوری هبوط می کند در غربت این لامکان! بنگر که دریا خون شده! فواره ها گلگون شده! لیلای بی دل را ببین؛ از عشق تو مجنون شده… در این غروب واپسین از چتر خورشید یقین؛ نور حقیقت میچکد بر خاک مشکوک زمین!
فریاد و بانگی میرسد عالم سکوت میکند؛ از هیبتش سلطان دهر آسان سقوط میکند آدم هراسان میشود، محشر نمایان می شود! از تاول آیینه ها خورشید گریان میشود! تقدیر ما در دست توست زنجیر بر دستان ما؛ ما را رها کن از عدم هستی بده بر جان ما بشکن سبوی باده را؛ مستی تویی هستی تویی! در این سرای نیستی؛ مستی تویی هستی تویی… تو آفتاب هشتمین سر چهارده عدد؛ بیدار کن خواب مرا از وحشت این دیو و دد!
دانلود آهنگ خاطرانگیز و ماندگار حسرت ( نمیخواستم ) محمد اصفهانی با لینک مستقیم از رسانه تهران دانلود
Download Music Mohammad Esfahani – Hasrat + Text Music
نمی خواستم خورشید و ازت بگیرم نمی خواستم آسمونت ابری باشه نمی خواستم که چشات بارونی و سرد سهم تو گربه باشه بی صبری باشه آرزوم بوده کــه آسمون تو شبـها برا تو یه سقف پر ستــاره باشه
متن آهنگ حسرت محمد اصفهانی
نمی خواستم خورشید و ازت بگیرم نمی خواستم آسمونت ابری باشه نمی خواستم که چشات بارونی و سرد سهم تو گربه باشه بی صبری باشه آرزوم بوده کــه آسمون تو شبـها برا تو یه سقف پر ستــاره باشه روی طاقچه ماه برات مثل یه آینه کهکشونا هم برات گهواره باشه نازنین من اگه تاریکم غمی نیست تو به فرداها به روشنی بیندیش همه پنجره هاارزونی تو به جهانی خوب و دیدنی بیندیش دخترم دلخوشی بابا همیشه به گل افشونی لبخندتو بوده خودش آشنای پاییزه و اما برا خاطر تواز بهارســروده
یک نفس ای پیک سحری… ♪♪ بر سر کویش کن گذری!! ♪♪ گو که ز هجرش به فغانم به فغانم!! ای که به عشقت زنده منم… گفتی از عشقت دم نزنم!! ♪♪ من نتوانم نتوانم نتوانم!! من غرق گناهم، تو عذر گناهی… ♪♪ روز و شبم را تو چو مهری و چو ماهی!!
چه شود گر مرا رهانی ز سیاهی… ♪♪ چون باده به جوشم در جوش و خروشم… من سر زلفت به دو عالم نفروشم!! همه شب بر ماه و پروین نگرم!! مگر آید رخسارت در نظرم… ♪♪ چه بگویم چه بگویم ♪♪ به که گویم این راز!! غمم این بس که مرا کس نبود دم!! ♪♪
سهند اولادی ( فرزند دیار سهند) | دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰ | 11 PM
─┤ ●♬!♫!♭● ├─
متن آهنگ آغوش شما لبریز خداست »
آمدم ای شاه سلامت کنم ●♬! …عرض ارادت به مقامت کنم ●♬! آنچه که دارم تو رساندی به من ●♬! …هیچ ندارم که به نامت کنم ●♬! آمده ام تا که سلامت کنم سلامت کنم ●♬! …حرمت باغ گل و نور نفست بوی بهار است ●♬! نگهت قبله نمای رخ بی صورت یار است ●♬! …چه کسی رو به تو آورد و نچید از تو نگاهی ●♬!
دل ما زلف پریشان رخ تو آینه دار است ●♬! …نفست جان بهار است رخت سبزه ی نوروز ●♬! چه قدر بخت پریشان که در این سبزه دچار است ●♬! …موجی وا مانده در خود جا مانده بیرون از دریا مانده ●♬! موجی سرگشته از خود برگشته تنهای تنها مانده ●♬! …جانی بی تابم چشمی بی خوابم لبریز از رویای تو ●♬! موجی تنهاییم روزی می آیم میافتم در پای تو ●♬! …روزی می آیم روزی می آیم میافتم در پای تو ●♬!
این دست تهی لبریز دعاست ●♬! …دامان شما گل باغ اجابت و التجاست ●♬! …آغوش شما لبریز خداست ●♬! …خلوتگاه امن شکفتن غنچه ی گریه هاست ●♬! …ای آینه رو دیدار شما آغشته ی لطف و عطاست ●♬!
─┤ ●♬!♫!♭● ├─
{{…موجی وا مانده در خود جا مانده بیرون از دریا مانده ●♬! موجی سرگشته از خود برگشته تنهای تنها مانده ●♬! …جانی بی تابم چشمی بی خوابم لبریز از رویای تو ●♬! موجی تنهاییم روزی می آیم میافتم در پای تو ●♬! …روزی می آیم روزی می آیم میافتم در پای تو ●♬!
این دست تهی لبریز دعاست ●♬! …دامان شما گل باغ اجابت و التجاست ●♬! …آغوش شما لبریز خداست ●♬! …خلوتگاه امن شکفتن غنچه ی گریه هاست ●♬! …ای آینه رو دیدار شما آغشته ی لطف و عطاست ●♬! }}
سهند اولادی ( فرزند دیار سهند) | پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۰ | 12 AM
متن آهنگ حسرت محمد اصفهانی
────┤ ♩♪♫♪♩ ├────
نمیخواستم خورشیدو ازت بگیرم!! ♪♪ نمیخواستم، آسمونت ابری باشه ♪♪ نمیخواستم، که چشات بارونی و سرد… ♪♪ سهم تو، گریه باشه!! بی صبری باشه!! آرزوم بوده که آسمون تو شبها… ♪♪ برا تو یه سقفِ پر ستاره باشه ♪♪ روی طاقچه ماه، برات مثل یه آینه!! کهکشونا هم، برات گهواره باشه!!
نازنین من اگه تاریکم، غمی نیست… ♪♪ تو به فرداها، به روشنی بیاندیش!! همه پنجره ها ارزونی تو!! ♪♪ به جهانی خوب و دیدنی بیاندیش… دخترم دلخوشی بابا همیشه… ♪♪ به گل افشونی لبخند تو بوده.. خودش آشنای پاییزه و اما ♪♪ برا خاطر تو از بهار سروده!! ♪♪
نمی خواستم خورشید و ازت بگیرم نمیخواستم آسمونت ابری باشه نمیخواستم که چشات بارونی و سرد سهم تو گریه باشه بی صبری باشه آرزوم بوده که آسمون تو شبهات برا تو یه سقف پر ستاره باشه روی تاقچه ماه برات مثل یه آیینه کهکشونا هم برات گهواره باشه نازنین من اگه تاریکم غمی نیست تو به فردا ها به روشنی بیندیش همه پنجره ها ارزونیه تو به جهانی خوب و دیدنی بیندیش نمی خواستم خورشید و ازت بگیرم نمیخواستم آسمونت ابری باشه نمیخواستم که چشات بارونی و سرد سهم تو گریه باشه بی صبری باشه دخترم دلخوشی بابا همیشه به گل افشونی لبخند تو بوده خودش آشنای پاییز و اما برا خاطر تو از بهار سروده خودش آشنای پاییز و اما برا خاطر تو از بهار سروده نازنین من اگه تاریکم غمی نیست تو به فردا ها به روشنی بیندیش همه پنجره ها ارزونیه تو به جهانی خوب و دیدنی بیندیش
همه میپرسند: چیست در زمزمه مبهم آب چیست در همهمه دلکش برگ؟ چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال چیست که در خلوت خاموش کبوترها؟ چیست در کوشش بی حاصل موج؟ چیست در خنده جام؟ که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر، نه به آب، نه به برگ نه به این آبی آرام بلند نه به این خلوت خاموش کبوترها من به این جمله نمی اندیشم! به تو می اندیشم!
ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو می اندیشم تو بدان این را تنها تو بدان تو بیا تو بمان با من، تنها تو بمان!
جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب من فدای تو به جای همه گل ها تو بخند تو بمان با من، تنها تو بمان! در دل ساغر هستی تو بجوش من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش…!