أَ رَأَيْتَ الَّذي يُکَذِّبُ بِالدِّينِ1
فَذلِکَ الَّذي يَدُعُّ الْيَتيمَ2
وَ لا يَحُضُّ عَلي طَعامِ الْمِسْکينِ3
فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ4
الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ5
الَّذينَ هُمْ يُراؤُنَ6
| شماره صفحه : 602 | حزب : 120 | جزء : سي ام | سوره : ماعون |
آيه 1 الی 3توصیف آثار انکار دین که راندن یتیم و بیاعتنایی به مسکین است.
آيه 4 الی 7توبیخ نمازگزارانی که نماز را بیتوجه و ریاکارانه میخوانند و مانع رفع نیاز دیگران میشوند.

» تفسیر المیزان - خلاصه
1) (ارایت الذی یکذب بالدین ):(آیا دیدی آن کس که روز جزا را انکار کرد؟)
2) (فذلک الذی یدع الیتیم ):(این همان کسی است که یتیم را از در خود به قهرمی راند)
3) (و لا یحض علی طعام المسکین ):(و کسی را بر اطعام فقیران ترغیب نمی کند)
4) (فویل للمصلین ):(پس وای بر نمازگزاران )
5) (الذین هم عن صلاتهم ساهون ):(آنانکه در دل از یاد خدا غافلند)
6) (الذین هم یراؤن ):(همانها که ریا و خودنمایی می کنند)
● سيما زارعي - تفسیر نمونه و المیزان
1) در این سوره صفات واعمال منکران قیامت درپنج مرحله بیان شده است که انهاجگونه به خاطر انکاراین روز بزرگ از انفاق در راه خدا و کمک به یتیمان و مسکینان سر باز میزنند و چگونه در مورد نماز سهل انگار وریاکارند و از کمک به نیازمندان سر بر می تابند.در این ایه شریفه خطاب به پیامبر است بدان جهت که فردی شنونده است نه بدان جهت که پیامبر است درنتیجه خطاب به عموم شنوندگان دنیا خواهد بود کسی که دین (جزای یوم الجزا ) را تکذیب کند منکر معاد است
2) کلمه (دع ) به معناى رد کردن به زور و به جفا است، و حرف (فاء) در کلمه (فذلک ) براى توهم معناى شرط است، و تقدیر کلام (ارایت الذى یکذب بالجزاء فعرفته بصفاته، فان لم تعرفه فذلک الذى...) است، یعنى آیا آن کس را که روز جزا را تکذیب مى کند، از راه صفاتى که لازمه تکذیب است شناختى ؟ اگر نشناختى پس بدان که او کسى است که یتیم را به زور از در خانه خود مى راند، و او را جفا مى کند، و از عاقبت عمل زشتش نمى ترسد، و اگر روز جزا را انکار نمى داشت چنین جراتى را به خود نمى داد، و از عاقبت عمل خود مى ترسید، و اگر مى ترسید به یتیم ترحم مى نمود.
3) کلمه (حض ) به معناى تحریک و تشویق است، و در کلام مضافى حذف شده، تقدیرش (و لا یحض على اطعام طعام المسکین ) است، یعنى مردم را به اطعام طعام مسکین تشویق نمى کند.
بعضى از مفسرین گفته اند: اگر تعبیر به طعام کرد، نه به اطعام، براى این بود که اشاره کرده باشد به اینکه مسکین گویا مالک زکات و صدقه است و احتیاج ندارد به اینکه کسى به او اطعام کند، وقتى طعام را که حق خود او است به او بدهند او خودش مى خورد، همچنان که در جاى دیگر فرموده : (و فى اموالهم حق للسائل و المحروم ).
بعضى دیگر گفته اند: طعام در آیه به معناى اطعام است. و اگر تعبیر به تشویق به طعام کرد، و نه به خود عمل (اطعام ) براى این بود که حض هم شامل تشویق عملى یعنى خود عمل اطعام مى شود، و هم شامل تشویق زبانى.
4) فویل للمصلین ، الذین عن صلاتهم ساهون
یعنى آنهایى که از نمازشان غافلند اهتمامى به امر نماز ندارند، و از فوت شدنش باکى ندارند چه اینکه به کلى فوت شود و چه اینکه بعضى از اوقات فوت گردد، و چه اینکه وقت فضیلتش از دست برود و چه اینکه ارکان و شرایطش و احکام و مسائلش را ندانسته نمازى باطل بخوانند.
در آیه شریفه تکذیب گر روز جزا به چنین نمازگزارانى تطبیق شده، چون حرف (فاء) که بر سر جمله آمده مى فهماند جمله مزبور نتیجه تکذیب روز جزا است و مى رساند چنین نمازگزارانى خالى از نفاق نیستند، چون تکذیب روز جزا تنها به این نیست که به کلى آن را منکر شود، کسى هم که تظاهر به ایمان مى کند و نماز مسلمانان را مى خواند، اما طورى مى خواند که عملا نشان مى دهد باکى از روز جزا ندارد، او نیز روز جزا را تکذیب کرده
6) کسانى که عبادت را در انظار مردم انجام مى دهند، (و یا در انظار بهتر و غلیظتر انجام مى دهند )، اینگونه افراد شکارچیانى هستند که با زبان شکار حرف مى زنند، تا شکار بدامشان بیفتد، (در بین مسلمانان خود را مسلمان تر از آنان جلوه مى دهند، و معلوم است اگر در بین اهل ملتى دیگر قرار بگیرند چهره آن مردم را به خود مى گیرند).